تبليغاتX
حامد یامین پور
دل نوشته ها

اندر حکایت سریال های نوروز ۹۱

در کنار سریال های سیروس مقدم که دست کم چند پیام اخلاقی دارند و از آن مهمتر می توان سلیقه های گوناگون را برای دیدنش متحد کرد دیگر سریال های نوروز 91 هیچ حرفی برای گفتن ندارند.

موضوعاتی کاملاً تکراری و داستان هایی کش آمده و بی محتوا که بیش از هر چیز آدم را نگران پول بیت المال می کند که این جا دیگر خیلی مشخص حیف و میل می شود.

رسانه ملی در سال های گذشته با پخش آثار طنزی که با تمام اشکالات از سطح قابل قبولی از متن و کارگردانی برخوردار بودند میزان شعور و فهم مخاطب را بالا برده است. و حال برای این فهم بالا رفته هیچ محتوای مناسبی را ارائه نمی کند و با دست خالی از سریال های سطح چندم برای ایجاد مثلاً فراغت مردم استفاده می کند.

قصد دفاع و ستایش از مهران مدیری را ندارم که البته مستقل از گرایشات و نگاه در مقام کارگردان بدان شایسته است اما از مسئولین رسانه ملی می پرسم همین امروز شما حق انتخاب دارید آیا باز پخش مرد هزار چهره که جزو کارهای دم دستی مهران مدیری است را برای دیدن انتخاب می کنید یا سریال های در حال پخش و بطور خاص ساخته شده برای نوروز 91 را ؟! .... نمی خواهم به این سؤال پاسخ دهم و نتیجه ی دلخواهم را بگیرم و تمام. اما دلم نمی آید این حرف را هم در این جا نگویم .

مدت بسیاری است که بسیاری از دلسوزان نقد هایی جدی و واردی را به صدا و سیما و بطور خاص سیما می نمایند.اما این انتقادات آن گونه که باید به کار گرفته نمی شوند.این مسئله در دل من بیننده و عام این ذهنیت را بوجود می آورد که این روند حاکم سیاست گذاری و هدف اعضای حاکم بر رسانه ملی است و اگر نه آن ها خود خیلی خوب به فضای حاکم واقفند.

پاسخ این اشکال وارده را هم به عهده ی مسئولین سانه ملی می گذارم.اما اگر این سخن در دل حتی یک نفر از مسئولین صدا و سیمای ما تأیید شود وای به حال ما و وای به حال رسانه ی ملی که رسالت خود را فراموش کرده است و بی توجه به مخاطب حداکثری مشغول راضی کردن مخاطب حداقلی ساکن در مناطق مرفه تهران است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد یامین پور  | 

به بهانه ی نوروز ...

عیدتان مبارک. التماس دعا

بار دیگر بهار از راه رسید و نوروز.

در میان این همه آب و تاب برای پرداختن به ظواهر نوروز که البته خوب و بجاست (بعضی شان) بهتر آن است که اندکی به اصل و گوهر این اتفاق هم بیاندیشیم. و به واقع به هدف وجود بهار متفکر باشیم.

بهار فصل نو شدن و جوان شدن است.فصلی که از پس فصل خشک و سرد زمستان می آید و برای آدمیان پیام تازه شدن را به همراه دارد. و این آن چیزی است که ما را شاد می گرداند. جوان شدن.

حال اگر این سنت را ما نیز در زندگی روز مره وفادار باشیم چه خوب می شود و چه شاد می مانیم.

کلام آخر را می نویسم.

بزرگان بزرگوار به جوانان اعتماد کنید و البته در حق آنان بسیار دعا کنید. بیایید به این سنت الهی وفادار باشیم. التماس دعا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد یامین پور  | 

چند روزی گذشت اما گمان نمی کنم اشکالی داشته باشد که حالا حرف را بگویم چرا که اصل بر این است که حرف زده شود و در جان نماند.پس با چند روز تأخیر مطلب زیر را می نویسم.

    گلدون گلاپ

جایزه ی برترین فیلم خارجی زبان گلدن گلوپ به اصغر فرهادی رسید. مبارک باد. اما نه به ملت ایران و نه به انقلاب اسلامی و ارزش ها و آرمان های آن بلکه مبارک باد به اصغر فرهادی و دوستان او و آرمان ها و ارزشهایشان.البته در این بین آن دوستان هنرمندی را که معتقد به ارزش های انقلاب اسلامی هستند را جدا می کنم و تبریکشان را به اصغر فرهادی به عنوان تبریک به یک اتفاق هنری می پذیرم. اما خیلی ساده لوحانه است که بخواهیم از این اتفاق شاد و مسرور شویم و بر خود ببالیم بابت این جایزه ای که نصیب اصغر فرهادی شده است.

چرا که در ساده ترین تحلیل این اتفاق،آن چه بیش از همه چشم را می نوازد این است که این فرهیختگانی که این جایزه را به اصغر فرهادی و فیلم او داده اند بالآخره به گونه ای به ارزش های خود جایزه داده اند و حتماً فیلم جدایی نادر از سیمین با این بار منفی که در نامش دارد برابر با ارزش هایی است که آن ها دارند و این ها همان ارزش هایی است که ملت ایران سی و چند سال است با آن ها مخالف است.و اصلاً این ملت سی و چند سال است که فریاد می زند که حرف جدیدی دارد و بر تمام آن چه آن ها ارزش می دانند پا می گذارد و با تکیه بر ارزش های قرآنی و دینیش قد علم می کند.حالا اگر سیمین فیلم فرهادی نمی خواهد فرزندش را در میان این ارزش ها بزرگ کند مختار است تصمیم بگیرد که به ماند یا ....

البته حقیقت را نمی شود انکار کرد فیلم نامه و کارگردانی فیلم جدایی نادر از سیمین در سطح بالایی است همان گونه که بسیاری از فیلم های هالیوود اما این دلیل نمی شود و این محتوا و مضمون این فیلم است که فریاد اعتراض جامعه ی انقلابی ایران را بلند کرده است و دلیلش این است که این فیلم باز تکرار می کند آن چه را که غربیان سال ها تلاش کردند انقاب اسلامی را بدان متهم سازند یعنی مغایرت حفظ خانواده با ارزش های انقلاب اسلامی و این همان چیزی است که فیلم جدایی نادر از سیمین بر اساس آن شکل گرفته است.این که هیچ خانواده ای در ایران دوام نمی آورد .

خانواده ای که در وضع مالی نسبتاً خوبی به سر می برد بدلیل مغایرت ارزش های حاکم بر جامعه ی ایرانی در حال فروپاشی است و مادر این خانواده از بزرگ شدن دخترش در این فضا نگران است و قصد ترک ایران را دارد و بر این باور است که در غرب دختر او بهتر تربیت خواهد شد.خانواده ی دیگری هم که وضع مالی مناسبی ندارد باز هم دوچار مشکل است و او اما به شکل دیگری در تعارض با ارزش های اسلامی است.جایی که مادر خانواده به دلیل وفادار ماندن به ارزش های اسلامی یعنی دروغ نگفتن آن چه هزینه می دهد باز خانواده است و او هم زندگیش را بابت حفظ ارزش های اسلامی از هم پاشیده می بیند.

این همان چیزی است که از دست دادن فرهادی با آنجلینا جولی بسیار مهم تر است.

بعد از تحریر

به تمام هنرمندان انقلابی و ولایی مشغول در سینما و تلویزیون خسته نباشید می گویم و بر تک تکشان درود می فرستم.مردانی چون ابوالقاسم طالبی، ابراهیم حاتمی کیا، مسعود ده نمکی و دیگر عزیزانی که از قلم افتاده اند اما دینی بزرگ بر گردن نسل من دارند.                                  التماس دعا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد یامین پور  | 

بی مقدمه آغاز می کنم و خیلی زود به سراغ اصل ماجرا می روم.شاید این گونه بتوانم صمیمانه تر درد دل کنم.

نه دی

جریانی که خود را صاحب و مالک انقلاب می دانستند و در ازای آن چه کرده و نکرده بودند از ملت اجر و پاداش می خواستند،ماهیت و حقیقتشان را در روز عاشورای سال 88 بر شیعیان در سوگ نشسته حضرت اباعبدالله(ع) نمایان کردند و صورتک های هدیه گرفته از شیطان بزرگ را از صورت انداختند و سیاه روییشان بر امت مسلمان ایران نمایان شد.

هرکس اندکی فهم و شعور انقلابی داشت و اندکی هم تحلیل می توانست حدس بزند که این بازی که از جانب فتنه گران آغاز شده است دوام چندانی نخواهد داشت و البته پایان تلخی هم چون زهر برای فنته گران. خیلی زود فرار رسید روزی که طبل رسوایی اینان نواخته شد و دوست و دشمن از این رفتار شماتتشان کرد.

دریغ! باید می فهمیدند که خواب فراموشی و غفلت،آن قدر هم شیرین نیست که به نظر می رسد و شاید اصلاً این خواب به بیداری منجر نشود،که البته برای اینان همین گونه هم شد.شاید غفلت از ارزش ها و فراموش کردن حماسه سازی این مردمان و نادیده انگاشتن آرمان ها و آرمان خواهی امت انقلابی ایران باعث شد که فراموش کنند جایگاه و اهمیت روز عاشورا را در بین این مردم داغ دار و ماتم زده در سوگ سیدالشهدا(ع).

سلسله رفتار فتنه گران از قبل از انتخابات و همچنین رقم زدن حوادثی تلخ پس از آن مصداق بارز پا گذاشتن بر خون پاک شهیدان بود.خونی که به فرموده ی پیر جماران امتداد خون شهیدان کربلاست.

اما حاصل شد آن چه شاید فکرش را هم نمی کردند و غفلت کاملاً این ها را در کام کشیده بود.آتشی که خدانشناسان در روز عاشورا به خیمه ها و عَلَم ها و پارچه های اباعبدالله زدند دامان خودشان را گرفت و شد آتشی در قلب امت مسلمان ایران و ماتم و حزنی دیگر بر قلب این امت داغ دیده نشاند و عطش این مردمان را برای نابودی آمریکا و نوکرانش بیشتر کرد.

قلب ها یک به یک می سوخت پس از شنیدن اتفاقات عصر عاشورای تهران و بی حرمتی فتنه گران نسبت به آن چه خود را صاحب و مالکش می دانستند و از نام آن برای خود رنگی جدا از رنگ امت ساخته بودند.

دست آخر امت مجاهد و تاریخ ساز ایران عزیز و اسلامی آتش در دل نشسته را به جان بازی چه های استکبار و شیطان بزرگ و نوکرانش انداخت و بار دیگر روزی را ماندگار در تاریخ ساخت و حضرت آقا هم راجع به نه دی فرمودند: روزها به خودی خود همه مثل همند و این انسان است که با رفتارش یک روز را از روز دیگر مهم تر و با ارزش تر می کند و شما مطمئن باشید که این روز نه دی در تاریخ ماند و یوم الله شد.(نقل به مضمون از بیانات آقا در دیدار با مردم قم در سالگرد 19 در سال 88)

به یاد حرفی می افتم که این جا مصداق پیدا می کند که:عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. واین چنین هم شد و آتشی را که استکبار به دنبال آن بود تا در میان امت اسلام بیندازد شد آتشی در دل آن ها و شعله و نفرت این مردمان را شعله ور کرد.شعله هایی که هر روز و هر لحظه شعله هایش بیشتر می شوند و امروز جهان شاهد شعله ور شدن این آتش نفرت و خشم از شیطان بزرگ در دل تمام جهانیان است.آتشی که اگر چه به جان دشمنان خدا و اسلام – طاغوت – سخت است و جانسوز ولی برای امت مسلمان جهان گلستانی است در پس این آتش که هدیه رسیده از جانب پروردگار. زیرا که این امت فرزتدان همان ابراهیم خلیل اند.

امروز از دل کشور مدعی دموکراسی و آزادی - آمریکا - جنبشی عظیمی برخاسته و در پی تسخیر و تصرف وال استریت مرکز مکیدن خون مردمان مظلوم جهان است.وال استریت همان جایی است که تمام آتش های دنیا را روشن کرده است و امروز همان آتش ها دامن حریر گونه اش را گرفته و نادان ها نمی دانند که حریر گر چه زیباست اما خیلی زود هم آتش می گیرد و هیچش نمی ماند مگر عریانی و بی آبرویی. چیزی که کم مانده برای آن ها اتفاق بیفتد.

همه ی این ها بهانه است تا بار دیگر بیاد بیاوریم صاحب و ولیمان را و فریاد برآریم که ما منتظریم آقا بیا.

برای ظهور حضرت ولی عصر که انشاالله نزدیک است صلوات.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد یامین پور  | 

راستی کویر بدون هبوط چگونه بود؟

طبیعت

برای یافتن پاسخ اینکه به کجا آمده ایم واین عالم که آدمی پای در آن نهادِ چیست و ساز و کارش چگونه است باید در روح آن تأمل کرد و به واکاوی پرداخت روح این عالم طبیعت است طبیعتِ سراسر اعجاز و حقیقت انکار ناپذیر. البته طبیعت آنش که بکر و دست نخورده باشد نه آنی که بشر دو پا بدان رسیده و سنگ لای چرخش گذاشته تا برای خود آب و نانی بپا کند و به قولی نان طبیعت را آجر کرده تا خمیر خود را در روغن علم که نه جهل رو به گسترشش سرخ کند . در سراسر عالم باید دقیق شد عمیق نگریست تا آن چه حقیقت نام دارد را یافت و بدان معتقد شد. حیات ما در این سرزمین که شاید تنها زیستگاه بشر در منظومه ی خورشیدی است برای مواجه شدن با تجلی است.عالم پر از تجلی گاه و پر از متجلی است  مملو از حیات اشیاء و حقایقی است که خداوند در آن ها تجلی یافته و بدان ها حیات داده است. چیست این آدم که گمان می کند فقط او روح دمیده شده ی خداوند است و طبیعت و دیگر عناصر وجود هیچ بهره و حظی از روح خداوند و دمیده شدن آن در خود ندارند؟!  باید پذیرفت که این چنین زیستن است که منشأ فساد و تباهی طبیعت و بشر را یکجا فراهم می آورد این که آدمی دست به تخریب طبیعت می زند و مادام که فرصت کند راه تازه ای برای رسیدن به نفسانیات خود حفر می کند قابل تأمل است که بشر تا کی و کجا می خواد بدین مسیر ادامه دهد اصلاً من نمی دانم با چه جانی ادامه می دهد؟! مشکل همان است که گفتم آدمی گمان می برد که فقط او روح دمیده شده ی خداوند است و طبیعت هیچ حقی از خلقت نبرده! جالب است در تقسیم بندی های جغرافیایی پدیده ها را به دو دسته تقسیم می کنند:طبیعی و غیر طبیعی. بشر معطرف به غیر طبیعی و نا متقارن بودن خود با طبیعت است لکن در عمل؟! اگر بداند که این طبیعت که هر روز یک سویش را نشانه می رود و به قصد یافتن سودی برای خود ریشه اش را می زند عین او حق زندگی دارد و اما چه حاصل این همه به تفضیل سخن گفتن که باید اصل کلام را برایتان بگویم و آن این است که اینگونه رفتار کردن آدمی با طبیعت که تجلی گاه اسماء الله است عین نسل کشی است خیلی جالب است اما بشر به طبیعت زنده است و طبیعت نه. هیچ نیازی به بشر دو پا و حریص ندارد و برای خود آب و خاک و باد و ... خلاصه همه چیز دارد لکن این آدمی است که برای دست بردن به هر کاری حقیرانه به سمت طبیعت می روییم تا اندکی از کمالات او بهره جوییم.

سرّ کلام آن که شما هر آن چه از اسماء خداوند که یاد کنید جلوه ی بی نظیرش را در طبیعت می یابید البته اگرخرابش نکرده باشند و برج نساخته باشند!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد یامین پور  | 

خورشید عالم تاب

غروب های جمعه را تمام

در انتظار و چشم براهت نشسته ام

هردم دعای فرج را نجوا

فقط به شوق وصال تو می خوانم

بی تابم و آرامشم تویی بیا

مجنونم و لیلای من تویی بیا

بی رمق ز دنیا و خسته زعشق

خورشید عالم تاب و ذخیره ی خدا

مولای من قرار دل های بی قرار بیا

اشک ها یک به یک سرازیر می شود برای تو

این ها همه از سر عشق است بیا

تا کی به گناه من تو در حزنی

من بنده ی سرا پا گنهم،بیا

                                                                          حامد یامین پور

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد یامین پور  | 

نهضت بیداری اسلامی و تداوم آن

تداوم نهضت اسلامی

نهضتی را که امام روح الله(ره) رهبری آن را بر عهده داشتند و در لفظ امروز تئوریزین آن بودند نهضتی ماورای ملیت مردم ایران و در واقع نهضتی عظیم به نام نهضت بیداری اسلامی بود که نه فقط ایران بلکه تمام ملت های مسلمان و با نگاهی خوش بینانه تر ملت های تمام جهان را شامل می شد . امام روح الله(ره) با تسلطی عمیق بر فقه و تاریخ و با سیره ای بر خواسته از سیره ی اولیای خدا توانستند در نهضت بیداری اسلامی را پس از چند قرن احیا کنند.

نکته ای که پر اهمیت و قابل تأمل ان است که مسلمانان در آن زمان با وجود اینکه بیدار بودند لکن هوشیار نبوده و در غفلتی عمیق زیر یوغ استعمار و استثمار دست نشانده های استکبار بودند امام رحمه الله با شناختن این درد تلاش های مداوم و مستمری در راه درمان آن پیش گرفت و با اتکاء به داشته های فقهی و عرفانی خویش نسخه ای جامع و کامل برای جامعه ی اسلامی پیچیدند و این اصلی ترین دلیل پذیرش افکار امام در ان دوران با وجود گروه های مختلف مبارزاتی بود.

آن چه امروز  در سطح جهان بخصوص اسلام شاهد آن هستیم و دگرگونی هایی نه سالانه که روزانه به سود مسلمانان اتفاق می افتد در واقع ادامه ی همان نهضت بیداری اسلامی است که توسط امام روح الله(ره) به این مردم شناسانده شد و اینکه مردم مصر، تونس، یمن، بحرین و سایر کشور های عربی مسلمان یر علیه حاکمان مستبد و گوش به فرمان غرب خود قیام می کنند در واقع بازخورد همان جریان بیداری اسلامی است.

آنچه امروز برای من بسیار جالب است این است که عده ای از دوستان با هر انگیزه ای اینگونه می گویند که : چرا رسانه ی جمهوری اسلامی ایران جریان تظاهرات در مصر و تونس را مشابه به جریانات و نهضت اوایل انقلاب اسلامی در ایران می داند ولی به هیچ وجه ان ها را با حوادث پس از انتخابات 88 مقایسه نمی کند؟

پاسخ این دوستان واضح و روشن است!!! به دو دلیل ....

دلیل اول اینکه صرف شباهت تظاهرات ها دلیل بر تشابه نیست و تشابه در دو جریان در واقع شباهت در اصول و اعتقادات است نه به نوع تظاهرات که در انقلاب اسلامی ایران اعتقاد مردم به عدم فرصت دهی به استعمارگران آمریکایی و غربی بود و خواسته ی مردم مصر  و تونس  و سایر کشور های عربی هم امروز همین است. لکن این چه شباهتی می تواند به جریانات و تظاهرات های پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری داشته باشد که مورد حمایت مستقیم آمریکا،انگلیس و رژیم جعلی  و منحوس  اسرائیل بود؟! آیا امریکا ستیزی با آمریکا .... برابر است؟! 

دلیل دوم هم خواست خود مردم مصر و تونس است مردم این کشور ها زمانی که در خیابان ها راهپیمایی می کنند و عکس حاکمان مستبد خود و البته نماد های استکبار را آتش می زنند در عین حال با عزت و احترام کامل عکس امام روح الله (ره) و حضرت آقا(حفظ الله) را در دست خود دارند و آن را مظهر آزادی و آزادگی و رهایی از دست استکبار می دانند.واین در واقع نه صحنه سازی رسانه ملی ایران که خواستگاه و مشی خود مردم مصر و تونس است.

از تمام این ها گذشته این نکته قابل تأمل است که چگونه می شود که این نهضت بیداری اسلامی و اساساً انقلاب اسلامی پس از سی و دو سال هنوز که هنوز است با قدرت و اقتدار و بدون انحراف به راه خود ادامه می دهد و البته به کشور های دیگر و سایر بلاد های مسلمین نیز گسترش پیدا کرده است؟! این نکته بسیار مهم است که این جریان علی رغم بسیاری از بحران ها و فتنه ها پس از امام راحل نه تنها از مسیر خود خارج نشده بلکه پر صلابت و با شکوه و سربلند در جهان پرچم یک حکومت اسلامی شیعه را بلند کرده است.

با اندکی واکاوی و بررسی در خواهیم یافت که دلیل این امر بودن و بیمه شدن این انقلاب اسلامی به ولایت فقیه است. داشتن ولی و سرپرستی عادل و باتقوا بر سر این نظام و این مردم از برکات حیات امام روح الله(ره) است که با بصیرت و دیدی عمیق این مفهوم و جایگاه را به ملت ایران هدیه دادند.اکنون مردم و مسئولان پس از سی و دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی به تاز گی متوجه عمق این مطلب شده اند که ولایت فقیه چه جایگاه با ارزش و پر برکتی برای این انقلاب عزیز است.وجود و بطور کلی استقرار این جایگاه که از نظر امام اساسی ترین اصل از اصول قانون اساسی است باعث شده است که این انقلاب اسلامی بدون انحراف به پیشرفت و به سمت تحقق اهداف و آرمان های خویش پیش رود.البته این جایگاه امروز با توجه به انتخاب مدبرانه اعضای مجلس خبرگان رهبری و حضور فردی شایسته چون مقام معظم رهبری اهمیت و ارزش بیشتری یافته است.

مسلماً این جایگاه(ولایت فقیه) موقعیتی بسیار پر اهمیت و استراتژیک نه فقط برای ایران و انقلاب اسلامی که برای کل جهانیان است و اهمیت این این جایگاه امروز برای ما بسیار روشن تر  و واضح تر نمایان است و دلیل این ادعا هم هدف گیری مستقیم دشمنان این انقلاب اسلامی به سمت این اصل پر برکت در قانون اساسی است.

دشمنان ایران و انقلاب اسلامی و در واقع دشمنان کل مسلمانان امروز متوجه این مطلب شده اند که ولایت فقیه نه به معنای یک سرپرست معمولی و تشریفاتی بلکه به عنوان یک هدیه از جانب خداوند فردی مرثر و نافذ در قلوب شیعیان استو شیعیان تا زمانی که ولایت دارند بدون شکست و با امید و بصیرت بر علیه دشمنانشان گام های محکم و استوار بر می دارند.

وظیفه جوانان بسیجی و انقلابی

ان چه امروز وظیفه ی ما جوانان است و البته همه ی  ملت ایران است و حضرت آقا مکرراً هم بر آن تأکید کرده اند داشتن بصیرت و آگاهی است که البته برای ما بسیجیان دادن بصیرت به آحاد جامعه یک وظیفه استو در پایان باید یکبار دیگر جمله ی زیبای مرد آسمانی حضرت روح الله(ره) را یاد آور شد که فرمودند:

*پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد*

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد یامین پور  | 

خدا ...؟!

غروب

دو زانو بر ماسه های ساحل نشسته و به دریا زل زده ام.با خود زمزمه می کنم یک چیز را و مدام تکرار می کنم.خدا کجاست؟! فکر می کنم خدا به اندازه ی ته ته دریا از من دور است،باور دارم که خدا از این ماسه های ساحل به من نزدیک تر است و من هنوز هم زمزمه می کنم خدا کجاست؟!

از روی ماسه ها بلند شده چند قدمی به جلو بر می دارم آب جزر و مد شده و پاهای مرا خیس می کند.تشنگی عجیبی وجودم را فرا گرفته و می دانم که این عطش با نوشیدن آب رفع نمی شود.فریاد می زنم:پس خدا کجاست؟! پژواک صدایم در آن ساحل تنهایی می پیچد و حتی آب از شنیدن این حرف به خود می لرزد و چه سؤال سختی است و چقدر سخت می شود خدا را دید و چه آسان است وصال با او دیدنش اما سخت!!! تاب دیدن نیست اما عشق وصال با او لبریز از خواستنم کرده.پُرم از خالی ترین حرف ها و ناراحتم از کل شادی ها ، نگرانم از این آرامش ها.براستی به کدامین مسیر در حال رفتنم؟! ناگهان به خود آمده و خورشید را می بینم که در حال غروب کردن است.تاجایی که چشم کار می کند دریا نارنجی است و چه زیبا نقاشی شده است این منظره و براستی که نقاش این آفرینش خواستنی است.

 

                  دوست می دارم دیدن تو را 

                                            بس توانا و قادری خدا

                دین و وصال با تو نه یک عشق است

                                بلکه یک حقیقت است بی مدارا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد یامین پور  | 

آینده ی روشن در قلمرو اسلام !!!

امام زمان (عج)

آینده واژه ای است که غالباً از حیات و جریان در آن کسی با خبر نیست و هر چه هست حدس و گمان است.اما این واژه در قلمرو اسلام جریان می گیرد و حیات می یابد آن چنان که حتی حال نیز پیش آن کم آورده و در گذشته می ماند.

آینده ی اسلام یک اینده ی روشن است به روشنی صبح زیرا که خورشیدی تابان در آن می درخشد و آینده در قلمرو اسلام را روشن می سازد.

و چه صبح زیبایی آن گاه که دیگر شب نمی آید و از خجالت خورشید تاب پیدا شدن ندارد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد یامین پور  | 

جوان ایرانی .... حامل ارزش های مهم انسانی

جوان

هر نهضت اجتماعی از آغاز تا زمانی که به عنوان یک جریان در جامعه گسترش پیدا می کند نیازمند افرادی است تا نقش های مختلفی را در آن بر عهده گیرند. جمهوری اسلامی نیز که در ابتدا به عنوان یک نهضت و اکنون به عنوان یک حکومت و نظام مقدس مستثنی از این قضیه و حالت نیست حال اینکه باید دانست که انقلاب اسلامی اکنون احتیاج دارد به افرادی برای بر عهده گرفتن نقش های درون آن و این افراد کسانی نیستند مگر همین جوانان و نسل های جدید و تازه ی انقلاب اسلامی و این اهمیت جوانان را بیان می کند.

در این جا باید چند نکته پیرامون جوانان ایرانی یا در واقع همان نسل جوان انقلاب اسلامی اشاره کرد که در ذیل چند مورد از آن ها را بر شمرده و بررسی می کنیم:

1.جوان ایرانی وارث تمدن ایرانی: ایرانیان از دیر باز نشان داده اند بعنوان یک قوم و یک ملت همیشه ممتاز در جهان هستند و همیشه چند گامی از زمان خود جلو تر بوده اند سند این ادعا نیز تمدن 1400 ساله ایران از زمان هخامنشیان تا انقلاب اسلامی است که البته با فراز و نشیب هایی همراه بوده لکن یک تمدن و تاریخ است که پر از تجربه های تلخ وشیرین برای عبرت و پند آموزی است.حال آنکه جوان ایرانی باید با تکیه بر همین تمدن و همین تاریخ،از شکست های آن عبرت گرفته و از پیروزی های آن دلگرم شوند و گام هایی بلند در مسیر سرافرازی و سربلندی ایران عزیز و اسلامی بردارند و این نیرو و عنصر جوانی است که می تواند از این تمدن چند هزار ساله به سود کشور و در جهت پیشرفت ایران عزیز استفاده کند و این از آن جهت برای ایرانیان و جوانان با اهمیت است که کمتر ملتی این چنین تاریخ و قدمت و به تبع تجربیاتی دارند.

2.روحیه ی  جهاد و مجاهدت جوان ایرانی:دومین ویژگی جوانان ایرانی روحیه ی جهادی و مجاهدت آن هاست که این روحیه بیشتر حاصل همین انقلاب اسلامی و البته 8 سال دفاع مقدس بوده است و البته از نهضت عاشورا و مجاهدت های فی سبیل الله امام حسین(ع) و یاران مخلصشان الهام گرفته است این روحیه،جوان ایرانی را متوجه این مسئله می کند که شکست معنا ندارد و همواره هر کاری باید در مسیر خدا باشد و این گونه است که مشکلات بر سر راه وی نه تنها او را به سمت یأس و نا امیدی نمی برد بلکه می داند که آن ها امتحان های الهی است و برای رسیدن به سعادت باید از آن ها سربلند بیرون بیاید این روحیه البته برای جوانان ایرانی یک فرصت است تا از آن در راه های حسنه و درست بهره گرفته و طعم شیرین و حاصل آن را با رسیدن به قله های بلند در دنیا و آخرت تجربه کنند.

3.انتظار فرج حضرت ولی عصر(عج):مهمترین داشته ی جوانان ایرانی و البته ذخیره ی خداوند بر روی زمین حضرت بقیه الله(عج) است. ایشان که آخرین امام شیعیان وقطب عالم امکان هستند همواره نور امید و روشنی در دل جوانان ایرانی برای حرکت رو به جلو بوده اند.جوان ایرانی و انقلابی با آگاهی به اینکه فردایی می آید که جهان یک صدا عدالت را فریاد می زند و هیچ ظالمی بر زمین نمی ماند امید دارند و با این امید به سوی پیشرفت گام بر می دارد او باور دارد که آخر دنیا فنا و نابودی نیست و قرار نیست که دنیا تا ابد به دست این مستکبران و مستبدان باشد و ملت های دیگر همواره غلام و عبد آن ها باشند این روحیه به جوان ایرانی این اجازه را نمی دهد که به فنا و نابودی فکر کند و بنابراین هر لحظه ی خود را به کوشش و تلاش می پردازد و پر انرژی در مسیر اسلام قدم بر می دارد و آماده ی خدمت به حکومت امام زمان(عج) می شود.

4.بهره مندی از ولایت فقیه(ماه تابان در نبود خورشید درخشان):یکی دیگر از داشته ها  و مزیت های جوانان ایرانی نسبت به جوانان سایر ملل داشتن ولایت است.ولایت فقیه از ابتدای تشکیل نظام مقدس جمهوری اسلامی برای رهبری امت مسلمان بدستور امام خمینی(ره) بوجود آمده است. این جایگاه که در ابتدای انقلاب و رهبری حضرت امام همواره عنصر برتری ایرانیان و البته تمام شیعیان بر تمامی مسلمانان و جهانیان بوده است.امروز پرچم و بیرق آن بدست حضرت آقاست و ایشان با روشنگری و رهنمود های حکیمانشان که قطعاً الهام گرفته از امام زمان(عج) است راه را به ما نشان داده و البته طریقه ی راه رفتن را نیز به ما می آموزند واین یک مزیت و برتری است که جوانان ایرانی از آن بهره مندند و در نبود حضرت ولی عصر(عج) با تکیه بر فرمایشات مقام معظم رهبری(حفظ الله) می توانند مسیر را تا آمدن آن حضرت طی کرده و اینگونه به سمت سعادت پیش روند.

در پایان باید گفت که این مزیت هایی که برای جوانان ایرانی بر شمرده شد یک برداشت و تحلیل شخصی است که البته ناقص است و مطمئناً دیگر دوستان توانایی تحلیل هایی بهتر  و برجسته تر دارند. و البته این برای همگان مسلم و قطعی است که جوان ایرانی یک سر و گردن از جوانان سایر ملل بالاتر است.ولایق رسیدن به قله های رفیع عزت و سربلندی است.                      التماس دعا

در مسیر توسعه گام بر می داریم

                                    پله ها یک به یک مقال ما

هدف در تمام مسیر یک چیز است

                                           آن هم رسیدن به ایران سربلندانا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حامد یامین پور  |